أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
386
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه اى روح اللّه چرا خود را مىرنجانى چندين هزار سال است تا مىپرى هنوز از ملك من بيرون نشدهء جبرئيل عليه السّلام گفت : تو كيستى ؟ - گفت : من حورىام از حوريانى كه مؤمنى را باشم از مؤمنان . در حكايات الصالحين آوردهاند كه زاهدى بود بشب برخاستى و نماز كردى و قرآن خواندى چون بآيت وعيد رسيدى باز ميخواند و تكرار مىكرد و ميگريست شبى از شبها بدين آيت رسيد [ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ] ميخواند و ميگريست روز ديگر همسايگان از وى سؤال كردند كه هر شب بر آيت وعيد ميگريستى دوش گريهء تو بر آيهء وعد چرا بود ؟ - گفت : بر آن بود كه هر چند نگاه مىكردم درين بهشت به اين بزرگى خود را جاى قدمى نمىديدم . [ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا ] اين بهشت ساخته شده است و پرداخته براى آنان كه بخداى و برسولان وى ايمان آوردند اين موعود كه آمرزش و خشنودى خداى و بهشت است فضل خداى تعالى است و نعمت وى ؛ به آن كس دهد كه خواهد براى آنكه اگرچه ثواب واجب است و باستحقاق باشد امّا اسبابى كه رساننده است به ثواب و آن تكليف و تعريض و تمكين است بتفضّل خداست و خداى تعالى خداوند فضلى بزرگ است و بزرگوار . [ سوره الحديد ( 57 ) : آيات 22 تا 24 ] ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ( 22 ) لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ ( 23 ) الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ( 24 ) حقّ سبحانه و تعالى مىگويد : هيچ مصيبتى بشما نرسد در زمين از قحط و تنگى و آفت و هلاك زرع و ثمار و ميوه و كشت و نه در تنهاى شما از بيمارى و دردها و رنجها و دلتنگيها و فرزندان الّا كه آن مصيبت در كتابيست ؛ يعنى لوح محفوظ پيش از آنكه ما شما را و نفسهاى شما را بيافرينيم « 1 » يا آن مصيبت را ايجاد كنيم « 2 » بدرستى كه آفريدن آن و اثبات كردنش در لوح و رسانيدن بشما و دفع كردن آن بر خداى تعالى آسانست اين در لوح چرا نوشتيم ؟ و اثبات چرا كرديم ؟ براى آن تا چون بدانيد كه چنين است
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بيافريديم » و « ايجاد كرديم » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بيافريديم » و « ايجاد كرديم » .